Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


... و دیگر هیچ!

در اینجا ترانه های من را می خوانید که گاهی فقط شعر می شود , آری فقط شعر و دیگر هیچ !

از چشم من  تا  آخر جاده 

تمام ایستگاه ها  قطار و

هر قطار  چند  واگن داشت 

که  یک  دفعه  واگنا  لرزیدند

یک هو چه بد  مسافرا  ترسیدند

قطارای رفته  چه  قدر   برگشتند

هر   ایستگاه  سبز رو  بستند

مردمکای  منتظر  به راه نشسته  رو

پلکای  شب  زده  به  جاده  بسته  رو

 

 

        سروده شده  : زمستان  امسال

 

| نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ | توسط: رضا عبدیائی | *مهمانان خفته بیدار *


Design By : Night Skin

Future Google PR for reza-abdiyaei.persianblog.ir - 2.00