پایان خودکشی -زجه های روح گناهکار-

 

 کاش  که  این  دنیا  خوب  تا  می کرد

نه  زخم جان از  رگ  بریده  سر وا می کرد

کاش که  دو رنگی  از  ذات آدما  فرار می کرد

  صداقت  جاش  اون   بالا  جا  باز می کرد

 باید چکار  کنم؟   اینجا   تنگ و سخته

 نور هم  نیست مرهم  روح  پاک خسته

 آخه از  تنهایی  لبریز ظلمت محضه -تاریکه-

شعله های  آتیشم  چشم براه  نشسته

 

        سرود شده  در تیرماه 1391

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک خواننده

حالا چکار کنم؟ اینجا تنگ وسخته یک نور هم نیست مرهم روح خسته

هردمبیل

قرار بود زنانگی ام را خاک کنم زیر درختی سیب شاید آدمی پیدا شود که برای چیدن عشق پی ِ همدست نگردد قرار بود از سنگ باشم یا از فولاد هرچه سخت تر بهتر قرار بود دیگر گرفتار دستی مویی هوایی نشوم . . . ... و من دچارت شدم

انجمن فرزانگان کویر

با سلام الهی ما را به میهمانیت فرا خواندی ، به رمضان ، به ماه تو .......... التماس دعا انجمن فرزانگان کویر

دالکاف

منم یک سایه ی اصیل بدون آفتاب...! درود... دوست گرامی به دنیای من دعوتید.

شعر زلال

با سلام دعوتید به فراخوان جهانی شعر زلال

مرضیه انساندوست

زن که باشی فرقی نمی کند جنگی ده ساله به راه بیاندازی یا سیصد سال از عمرت را صرف بیدار کردن شوهرت کنی ... سلام مهربان "پرده را کنار بزن! " به روز سات و چشم به راه ... قدم رنجه کنید

انجمن فرزانگان کویر

با سلام موشی افسار شتری را گرفت ..... گفت:گستاخی مکن بار دگر تا نسوزد جسم وجانت زین شرر تو رعیت باش چون سلطان نه ای خود مران کشتی چو کشتیبان نه ای انجمن فرزانگان کویر

جشنواره بزرگ كتابخواني مجازي

دوست بزرگوار جناب عبديائي رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اين جشنواره همکار ما باشید

بی خیال بد بیاری زنده باد این عاشقانه